الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

34

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

الْآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ » شده است : « وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ » . ب ) حوزه و محدودهء استعمال اين واژه در لسان آيات ، اختصاص به احكام فرعى ندارد بلكه فقيه قرآنى كسى است كه در مجموعهء دين از فهم دقيق و بصيرت لازم برخوردار باشد ، خواه در شاخهء مسائل اعتقادى يا اخلاق يا مسائل فرعى عملى . استفادهء اين نكته از مثل آيهء 122 سورهء توبه : « لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ » ابهامى ندارد ؛ زيرا اوّلًا : « دين » كه تفقه در آيه ، به آن تعلق گرفته ، عبارت از مجموع مسائل اسلامى است : « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ . . . » « 1 » ثانياً : صريح يا ظاهر آيه اين است كه تفقه در دين ، سبب انذار قوم و در نهايت ، پذيرش آنان مىشود و قطعاً چنين هدفى با صرف آشنايى با مسائل حلال و حرام ، بدون شناخت مبدأ و معاد و مسائل اخلاقى تأمين نمىگردد . در موارد ديگر از استعمالات قرآنى ( حدود 19 مورد ديگر ) شمول واژهء فقه نسبت به غير مسائل فرعى روشن‌تر است ؛ زيرا در همهء آن موارد بدون استثنا مورد استعمالش مسائل اعتقادى و اخلاقى است ، نظير آيهء 13 سورهء حشر كه كمىِ خوف از خداوند و در مقابل ، مقهور و مرعوب خلق خدا شدن را به قلّت فقه ، احاله داده است : « لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ » . لازم به ذكر است كه اين محدوديّت ( محدوديّت واژهء فقه در مسائل دينى ) محدوديّتى مفهومى نيست ؛ به تعبير ديگر : هيچ گونه محدوديّتى براى اين واژه در عرصهء آيات نسبت به معناى لغوى به وجود نيامده است و اگر در مثل « لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ » محدوديّتى براى اين واژه در مسائل دينى فهميده مىشود ، به يُمن وجود واژهء « دين » بعد از « ليتفقّهوا » يا قراين ديگر است . به بيان سوم : اگر فقه در لغت به معناى بصيرت و ادراك دقيق است در هر چيز كه باشد ، در قرآن نيز به همين معنا آمده و تغييرى در آن به وجود نيامده است ، گرچه مورد استعمال همهء مشتقات اين واژه يا بيشتر آنها در قرآن ، حوزهء مسائل دينى بوده باشد . فقه در عصر صحابه ، تابعين و در روايات معصومين عليهم السلام : از تأمل در مجموعهء رواياتى كه واژهء فقه در آن به كار رفته اين نتيجه به دست مىآيد كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمّهء معصومين عليهم السلام با اقتباس از آيات و تحت تأثير استعمالات قرآنى ، اين واژه را به كار مىگرفتند چه در آنچه به عنوان بخش « الف » و مفهوم اين واژه گذشت و چه در بخش « ب » و حوزه و محدودهء فقه . يعنى فقه را هم در معناى بصيرت و ريزبينى و هم در مجموعهء دين - نه خصوص احكام فرعى - به كار مىبردند و فقيه را كسى مىدانستند كه به مجموعهء مسائل و مفاهيم دينى اعمّ از اعتقادات ، اخلاق و احكام ، بصيرت لازم را داشته باشد و به اصطلاح ، اسلام‌شناسى تمام عيار باشد .

--> ( 1 ) . آل عمران ، آيهء 19 .